السيد حامد النقوي
79
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
در صورت ظن تفريط استعلام حقيقت حال لازم بود و بىاستعلام و استدراك اين همه غيظ و غضب و شور و شعف بى جا آغاز نهادن دليل سوء خلق و شدت و خرق و مجانبت از رافت و رحمت مىباشد و علاوه برين از روايات بخارى ظاهرست كه ابو بكر وقت ورود در خانه از متعلقين خود سؤال كرده بود كه شما با مهمانان چه كرديد و ايشان از حال انكار اضياف خبر داده بودند چنانچه در آن واردست فقال ما صنعتم فاخبروه و ليكن ابو بكر با وصف اطلاع بر حقيقت حال و بيجرم بودن عيال عتاب و خطاب بى جا و سب و شتم شنيع به عمل آورد و خود را از دائره اهل مروت و تهذيب بيرون برد ششم آنكه از آن لائح گرديد كه ابو بكر بعد عتاب بر عيال با مهمانان خود هم عتاب اغاز نهاد و داد خلاعت و وقاحت بايشان داد و از سر ايذا رسانى بايشان گفت كه شما در انتظار من مانديد قسم به خدا كه من اين طعام را درين شب نخواهم خورد و مقصود ابو بكر ازين كلام آن بود كه چون شما در انتظار من مانديد و طعام نخورديد حالا سزاى شما اين ست كه من قسم مىخورم كه اين طعام را نمىخورم پس شما ناچار هستيد كه يا تنها بدون من بخوريد يا گرسنه بميريد چون اين صنيع شنيع ابو بكر از آداب مهماننوازى بسيار بعيد بود اضياف ابو بكر آزرده شدند و قسم خوردند كه طعام را نخواهند خورد تا ابو بكر نخورد و ازينجا حال عطوفت و رافت ابو بكر بامت به خوبى واضح مىشود زيرا كه اكرام ضيف [ 1 ] عقلا و عرفا و شرعا بهر صورت لازمست و اجلاف عرب هم مهمانان را از خود آزرده نمىكنند سيما در حالى كه ايشان بىقصور باشند و اضياف ابو بكر تقصيرى نكرده بودند جز آنكه در انتظار او ماندند و اين امر موجب جرمى نيست كه موجب اين همه توهين و تهجين ايشان باشد بلكه عادت حسنه اضيافست كه مىخواهند مضيف ايشان هم با ايشان در طعام شريك شود مگر نمىدانى كه حضرت سلمان رضوان اللَّه عليه وقتى كه مهمان ابو الدرداء شدند و ابو الدرداء طعام را براى ايشان درست كرده حاضر كرد و گفت شما ميل فرماييد كه من صائم هستم حضرت سلمان فرمودند كه من نخواهم خورد تا تو نخورى آخر ابو الدرداء بخاطر دارى حضرت سلمان صوم را افطار كرد و بايشان در طعام خوردن شريك شد
--> [ 1 ] قال البخارى فى صحيحه فى كتاب الادب حدثنا عبد اللَّه بن محمد حدثنا هشام اخبرنا معمر عن الزهرى عن أبى سلمة عن أبى هريرة رضى اللَّه عنه عن النبى صلى اللَّه عليه و سلم قال من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه و من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليصل رحمه و من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليقل خيرا او ليصمت انتهى و لينظر العاقل فى قوله صلى اللَّه عليه و سلم من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه و فى قوله صلعم و من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليقل خيرا او ليصمت فان فيهما معتبر و أي معتبر و اللَّه الموفق ، منه .